بازگشت بانک رفاه کارگران به سازمان تأمین اجتماعی را نمیتوان صرفاً یک جابهجایی حقوقی یا اداری دانست؛ این اتفاق برای میلیونها کارگر و بازنشسته، معنایی فراتر دارد. بانکی که با اندوختههای نسلهای کار شکل گرفته، بخشی از هویت و پشتوانه امنیت اجتماعی آنان است. طبیعی است که بازگشت آن، حس اطمینان و آرامش بیشتری در میان ذینفعان ایجاد کند.
آیین تقدیر از وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی و مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است؛ قدردانی از تلاشی که نتیجه آن تقویت بنیه مالی سازمانی است که معیشت و درمان بخش بزرگی از جامعه به آن گره خورده است.
وقتی یک دارایی بیننسلی به جایگاه اصلی خود بازمیگردد، پیام روشنی دارد: پیگیری مستمر و گفتوگوی اجتماعی میتواند به نتیجه برسد.
با این حال، ارزش واقعی چنین رویدادی زمانی نمایان تر شد که در کنار تقدیر، مطالبات نمایندگان بازنشستگان نیز صریح و مسئولانه مطرح شد. دغدغههایی مانند اجرای کامل متناسبسازی، لحاظ واقعی سبد معیشت در تعیین حقوقها، حل مشکلات بیمه تکمیلی و جلوگیری از انباشت بدهیها، نشان میدهد جامعه بازنشستگی قدردان است، اما مطالبهگر نیز باقی میماند. این توازن میان احترام و مطالبه، نشانه بلوغ یک کنش اجتماعی است.
از منظر منطقی نیز تقویت بازوی مالی سازمان تأمین اجتماعی، به معنای افزایش قدرت مانور در مدیریت منابع، پرداخت تعهدات و برنامهریزی برای آینده است. اما این گام، آغاز راه است نه پایان آن. اصلاح ساختار صندوقها، شفافیت مالی، وصول مطالبات از دولت و پایبندی به اصول بیمهای، حلقههای تکمیلکننده این مسیر خواهند بود.
بازنشستگان بیش از هر چیز، ثبات و پیشبینیپذیری میخواهند؛ اینکه بدانند تصمیمها بر اساس قانون و عدالت اتخاذ میشود. بازگشت بانک رفاه میتواند نشانهای از حرکت در همین مسیر باشد؛ مسیری که اگر با استمرار تعامل، صداقت و عمل همراه شود، اعتماد اجتماعی را تقویت خواهد کرد.
آنچه امروز اهمیت دارد، حفظ همین سرمایه اعتماد است؛ سرمایهای که به اندازه منابع مالی، برای آینده تأمین اجتماعی حیاتی است.
روابط عمومی کانون عالی کارگران بازنشسته و مستمری بگیران تأمین اجتماعی کشور